سال نو مبارک !

با نامش

12:54 دقیقه صبح روز 7 اردیبهشت 91

بالاخره تموم شد، یه دوره ی دیگه ای از زندگی هم تموم شد، هرچند مطمئنم شروع یه زندگیه خوبه، یه زندگی پر از تلاش، پر از فکر و پر از هدفهای جدید که تازه تو سرم شکل گرفتند.

تموم شد، همه ی سختیهایی که باهاشون درگیر بودم و تمام ذهنم رو پر کرده بودند تموم شد؛ بابا اصطلاح جالبی داره که خیلی دوسش دارم: همیشه آخر حرفها و دعا کردناش می گه "خدا آخر عاقبت همه رو به خیر کنه" چه دعای دلنشینی... مثل مزه ی آخرین غذایی می مونه که می خوری، صدتا بادوم تلخ هم خورده باشی، آخرش با یه کشمش شیرین و خوشمزه، همه ی مزه ها تبدیل به شیرینی می شه.

آره، خداروشکر، تموم شد با شیرینی عاقبت به خیری... و خدایا شکرت، از تمام صبری که این مدت برام مهیا کردی، از تمام سکوتی که بهم هدیه دادی، از تمام خنده های پس گریه ها، از تمام شادی بعد از دلخوریها، از خورشید پس از باران، از تمام بودنها بعد از نبودنها... خدایا ؛ الحمدلله الذی برای همه چیز

برای صبری که به خاطرم داشتی، از تمام فرصتی که برام مهیا کردی، از تمام فهم و شعوری که در اختیارم گذاشتی. بخاطر تمام نعمتهایی که دادی، از دوستای خیلی خوب، خانواده ی خیلی خوب و از همه مهمتر چشم و دل باز که بتونم اینا رو ببینم و ازت تشکر کنم

 پایان نامه

 

و حالا بعد این تموم شدنها، کافیه بشینی و تمام لحظه هایی که پیش روت گذشتن رو بالا و پایین کنی، راستش مهمترین داستانی که این وسط برام بجا موند: "آدمیت" بود؛ "آدمیت" ، وجود یا عدم وجودش، و اینکه چقدر براش زحمت کشیدم یا نکشیدم؛ یا  اصلا می تونم بگم، با تمام  رویدادها "آدم" بودم یا نه؟؟؟!!!

سوال سختی شاید نباشه اما جواب سختی داره. خیلی مهمه  بتونی جواب این سوال رو بطور عملی دریافت کنی، اونموقع است که  به قطعیت بالایی می رسی. فکر می کنم تو این مدت خیلی خوب معناش رو درک کرده باشم. امیدوارم بتونم به لطف خدا بکار بگیرمش لبخند

 

----

پ.ن: راستی سال نوتون مبارک چشمک

 

 

 

 

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
ن

برات آرزوي موفقيت دارم[گل]

فریبا

خدا رو شکر که با خوبی و خوشی تمام شد و اون مریم شاد و شنگول و میبینیم. ×:

فهیمه

دعای بابات و همه باباها بهترینه همیشه