توکل

---

- سفری که گذراندمش از هرچه خستگی فکر بود رهانیدم. شده بود دور دنیا در 80 روز! در 6روز 4شهر را گشتیم و چه حیرت انگیز. از همان سفرها که لابلایش هرچه ناشناخته است کمی می شناسیش. قدم به قدم. در اوج کویر، محل ییلاقی را انتخاب کردیم، نامش را "طزره" می گفتند. باورش سخت بود در سوز گرمای کویر، سرزمینی خنک و کوهستانی...ظهرش را که در دامغان برای گشت شهر گذراندیم تازه برای من فرزند کوهستان، گرمای کویر چشیدنی شده بود. سوزان و داغ. سمنان هم دست کمی از آنجا نداشت. حتی بادهایش هم رحم نمی کردند. اما با این حال "شهمیرزاد" که واقع بود در شمال سمنان، خنک خنک بود. محیطی همچون درکه ی تهران؛ سبز و جنگلی. آخرش را هم برای سفر کاری در تهران گذراندم. هوای آنجا هم فرقی نداشت با گرمای کویر.

 - از نیمه شعبان برایم فقط چند چیز برجای مانده: چند پیامک تبریک، چند پارچه ی به دیوار چسبانیده، چند چراغ آویزان به میدان های شهر، چند جفت عروس و داماد که باید بهشان تبریک پیوندشان را می گفتم و نبودم که بگویم. همین ها را از نیمه شعبان امسال به یادگار می برم تا ماه رمضان. و این شده برایم آمادگی قبل رمضان. اینگونه می روم به پیشوازش. نه دعای کمیل پنج شنبه اش را در سفر خواندم و نه دعای ندبه ی جمعه اش را. می گفتند شاید این جمعه بیاید، خیلی ها نشان کرده بودند همین جمعه را. اما گویا من یکی سد آمدنش شدم با این همه به پیشواز رفتنم!!! قبلها که می گفتند خدا توفیق عبادت عطا کند، نمی فهمیدم، اما امسال فهمیدم، خوب هم فهمیدم وقتی توفیق عبادت بارها و بارها از من گرفته شد.

حالا نگران رمضان در راهم. می شود آمادگیش را پیدا کرد؟؟؟ خدا کند

 

/ 3 نظر / 14 بازدید
آلباترا

ما هم یه سال عید یه همچین سفری داشتییم... ماه رمضون تمرین عاشقیه ...خ[لبخند]دا می خواد ببینه چه قدر به حرفش گوش میدیم.

لب خاموش

سلام با دستی تهی بروز کردم ... تورا من چشم در راهم [گل]

مریم

سلام مهندس، اسم خدا معجزه است من بارها تجربه اش کردم، آرومم میکنه![فرشته]