نانوشته

 . . .

نه! دیگه نمی تونم! دیگه نمی تونم بنویسم...

پ.ن: هیچ اصراری به نوشتن نیست، خودت را آزار مده، ننویس! آن وقت ها که می نوشتی و هیچ خوانده نشدی، چه شد؟ ننویس، اینبار شاید بیشتر بخوانندت!!!

پ.ن: نمی توانم بنویسم، اما "التماس دعا" که می توانم بکنم... دستی به آسمان بلند کردید و نگاهتان ابری شد، یادی از این "نانوشته" هم بکنید

طاعاتتان مقبول درگاه حق

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
باران

اون تیکه ی تاگور رو خیلی دوس دارم

sohrabsaa

سلام. شاد میشم لینکم کنین اگه لینکم کردین بگین که لینکتون کنمdargolestane.persianblog.ir

فریبا

مریم جان، از ننوشتن حرف نزن تو رو به خدا. وقتی نیستی دلمون به نرشته های گاه به گاهت خوشه. التماس دعا عزیزم