سیر تکاملی وبلاگ

با نامش

مشکل وبلاگ هم بالاخره حل شد. بعد از کلی فکر و بالا و پایین کردن کدهای وبلاگ، تونستم سر دربیارم که مشکلش از کجا نشات می گیره... مشکل اصلیش که خودم بودم که از بس، این کدهای زبون بسته رو جابجا کرده بودم که همه چیز بهم ریخته بود.

البته یه مشکل دیگه هم این بود که هر مطلب خیلی طولانی بود... خب واقعا من چطور انتظار داشتم وقتی در دنیای واقعی گوشی برای شنیدن حرفام پیدا نمی کنم، این دنیای مجازی، توان تحمل این همه بلندگوییهای منو داشته باشه؟!!!

خلاصه اینکه به خاطر اینکه همه ی کدها جابجا شده بود، مجبور شدم قالب وبلاگ رو هم تغییر بدم که از این جهت خیلی خوشحالم. آخه خودم هم موندم به این کج سلیقه بودن خودم... آخه آدم تا چه حد می تونه بدسلیقه باشه؟!!! دیگه خودم هم دوست نداشتم وبلاگم رو ببینم چه برسه به دیگران!

....

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند ***   باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی *** آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 یک شب واقعا لطف خداوندی اونقدر شامل حالم شده بود که می تونستم از تمام وجود فریاد بزنم و این شعر رو بخونم، اما... خودم از خودم دریغش کردم

لااله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین

شنیدم ماه رجب، ماهیست که گویی انسان در این ماه از نو متولد میشه... پاک و مطهر.. بدون هیچ ناخالصی...

خدایا ببخش مارو... استغفرالله الذی.... 

/ 9 نظر / 5 بازدید
بی طرف

سلام دوست گرامی به روزم با مطلبی تحت عنوان چطورامداد غیبی به کمک جمهوری اسلامی می اید ؟ بای[گل][گل][گل]

کیامهر

نمی دانم در این وانفسا بلند گو از کجا اورده ای خواهر خوب کردی کوتاه بنویس ما هم قول می دهیم بخوانیم یا حق

محمود

خیلی از موارد صدای سکوت از هر صدایی بلندتره و گاهی نگاه جای صدا و حرف رو میگیره بحث دنیا مجازی و واقعی نیست...باید در دنیا حقیقی صدایی برای گفتن و گوشی برای شنیدن باشه - - - - - - - - - - - - سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی گفت بازآی که دیرینه این درگاهی همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی

آلباترا

مبارکه قشنگ شده. اگه بگم منم دعا کنی یادت می مونم؟

بلدرچین

سلام خانمی. فکر می کنم بدونم کدوم شب رو می گی[لبخند] ان شا ا... همه ی لحظات زندگیت همین طور پربرکت باشه دیروز قسمت شد برای اعمال ام داوود رفتم مسجد, هرچند دیر رسیدم...اما خیلی یادت کردم, امیدوارم دعاهام درحقت مستجاب باشه مثل همیشه دعاگو هستم و خیلی محتاج دعا در پناه خدا باشی عزیزم

شقایق

سلام ممنون که سر زدی اینجا هم خیلی باصفاست محتاج دعاییم خواهر...[گل]

طیبه

اینکه گفتی کج سلیقه ای رو قبول ندارم چون مطلبات در هر قالبی خوندنیه.راستی چقدر اون جمله ی یکی به آخری بهم حال داد.(ماه رجب).کاش واسه منم همین طور باشه.چون به یه تولد جدید نیاز دارم.