دو هفته ی شلوغ

با نامش

 این دو هفته ی جاری شلوغ ترین هفته هایی بود که گذراندم و در حال گذراندنش هستم. شاید بتوانم بگویم تنها کارهایی که تحت کنترل خودم بود خوردن بود که خب در بعضی شرایط آن هم –تحت کنترل خودم- محدود می شد.

اول هفته با آمدن برادر عزیز و خانمش از سفر خانه ی خدا مزین شد؛ رسیدگی به امور بازگشت آنها و چالش برای مناسبتر بودن این امور، خودش یک برنامه ریزی کلان می خواهد. آخر هفته ی پیش هم یک سفر دوروزه ی نسبتا کاری و البته کمی هم سیاحتی به تبریز.

این هفته را نیز در راه بدرقه ی پدر و مادر به سفر مشهد گذراندم. بماند که این بین هیچ فرصتی برای رسیدگی به امور شخصی و کارهایی که به خاطر سفر تبریز عقب افتاده بود، پیدا نکردم.

اقوام و آشنایان هم که خدا لطفشان را مزید فرماید، همچنان در این فکر هستند که بنده و برادر گرام مبادا در این خانه نانی پیدا نکنیم و از گرسنگی تلف شویم، مدام در حال تعارف هستند و دعوت می کنند و سرانجام هم من و برادر با بهانه ها که خب تعدادشان هم کم نیستند و خیلی راحت از گوشه و کنار پیدا می شوند، زیرزیرکی فرار می کنیم.

آخر چه بگویم به این عزیزان دلبند که بله، دست شما درد نکند، خدا شما را قوت بخشد، اما آخر با این همه امور و کار شخصی که حالا بماند –ما از خیرشان گذشتیم- کی وقت می شود سفارشات والدین گرامی انجام گردد، به حیوان خانگی پدر برسم،  آبیاری گلها و درختان عزیز مادر را چه وقت تمام کنم، بعد این همه شلوغی خانه را سامان بدهم... خلاصه الان مانده ام برای ناهار فردا کدام خانه و کدام دعوت را قبول کنم، آخرش هم فکر کنم خانه را ترجیح دهم و یک خواب راحت که الان سه روز است مدام شرکت، مدام کلاس، مدام اینجا، مدام آنجا... کمی هم خانه... چه لذتی دارد یک خواب آسوده بدون نگرانی... بلکه خستگی این دو هفته ی شلوغ آرام گیرد.

 ---

نکات ضروری:

الحمدالله، الحمدالله، الحمدالله... هرچه شلوغی دورو برم ریخته شادی است و خبر سلامتی و خوشی... تا همیشه باشد از این نخوابیدنها و خستگیها و ...

هنوز چیزی هست که گرد و غبار گناه را از شانه هایم می تکاند... هنوز چیزی هست که وقتی اشکم در می آید مثل این است که بعد گرد و غبار این چندروزه باران آمده باشد، صاف می شوم و خالص...

/ 5 نظر / 51 بازدید
طیبه

مریم خانوم چرا خبرا رو ناقص می دی!!!نگفته بودی برادرت رفته مکه.ترسیدی التماس دعا بگیم:(:(

قلم سخن

سلام مریم جون امیدوارم هفته آتی آرامش بخش باشد!!![چشمک][لبخند][قلب][گل]

آلباترا

تا باشد ازین نخوابیدن ها و خستگی ها[لبخند] مسافرت بودم.

هدی

شما صبر کن فقط , پس داشتی در می رفتی ! خدمتت می رسم , به وقتش ! :)

Whoops, looks like something went wrong.