بخوان و بخوان و بخوان!

جالب است در جایی می خوندم: "با وجود آنکه هیتلر با رأی  دموکراتیک اکثریت به قدرت رسید، اما از لحظه ای که مهمترین نهاد قضاوت مردم در آلمان،  یعنی رایشتاگ را بست، به دموکراسی آلمان پایان داد."

بیشترین موردی که در این قضیه به چشم می خورد این است که نهاد قضاوت مردم هم تحت اختیار هیتلر قرار گرفته است، و همین امر سبب شکست دموکراسی شده است.

آزادی را هم نمی توان به صورت مطلق تعریف کرد و قبول نمود.

گذشته از همه ی این موضوعات فلسفی و جامعه شناسانه و شاید هم سنگین (حتی سنگین تر از موضوع IP)، موضوعیه که این مدت دیده می شه... مردم خواهان آزادی و دموکراسی هستند و بعد از 22 خرداد این خواسته بیشتر شده و این احساس در همه به وجود اومده که آزادی و دموکراسی فقط در داستان ها و افسانه ها زیباست. شاید «کارل پاپر» فیلسوف معاصرراست می گوید که :"دموکراسی هرگزحکومت مردم نبوده، و نه می تواند باشد، و نه بایستی که باشد. این خطرناک است به مردم و به ویژه به کودکان بیاموزیم که دموکراسی به معنی حکومت مردم است، یعنی حکومت عموم، که حقیقت ندارد، و وقتی فرد از واقعیت مساله آگاه شود، احساس می کند فریب خورده است، و این احساس می تواند حتی به تروریسم بیانجامد.( کارل پاپر، درس های این قرن، 1.1977)"

باز هم گذشته از اینها مواردیه که مدتیه دارم به چشم می بینم و اینه که همه ی ما خواستار دموکراسی و آزادی و بیشتر آزادی بیان هستیم، اما به ندرت این مورد رو برای خود و دیگران فراهم می کنیم. برای شنیدن نظری مخالف نظر خودمان وقتی نمی گذاریم، صبری نداریم.

چند شب پیش پیامی در زمینه انتخاباتی از یکی از دوستان –هرچند بنده دوست خطابشون می کنم- دریافت کردم که بیشتر نقش توهین رو برای من بازی می کرد. آنقدر بارم کرد که دیگر نمی دانستم چه بگویم. فقط آمده بود که بگوید، حتی اجازه ی سخنی را هم به من نمی داد. کوتاه آمدن از این موضوع و گذشتن از آن را جایز ندانستم. بعد از گفتن همه حرفها، حتی اندکی صبر نکرد، دفاعیاتم را بشنود... به این شخص می توان گفت مدعی آزادی و دموکراسی؟ کسی که حاضر نیست جواب نقدش –البته چه عرض کنم؟!!! با تعاریف "نقد" فاصله ی زیادی داشت- را بشنود و ناعالمانه به قضاوت می نشیند را چه به آزادی؟! خودش تحمل شنیدن و دیدن موارد مخالف را ندارد... با این وضع، وقتی در مورد دموکراسی می خوانم و مدام کلمه اش به گوشم می خورد دیگر توقعی از بزرگان مملکتی ندارم که بتوانند سخنانی مخالف با آنچه برایشان حکاکی شده و به همین راحتی ها هم پاک نمی شود، را به همین راحتی ها قبول کنند.–حداقلش این است که من می توانم راحت چنین توهینی را بشنوم و کاری نکنم اما بزرگان برای به خطر نیفتادن موضعشان سخت می توانند قبول کنند و آنوقت است که کار می کشد و به کشت و کشتار...-

دکتر شریعتی زیبا می گوید که : "... بارها گفته ام و بار دگر می گویم امروز جوانان روشنفکر و متفکر ما، دانشگاهیان و فرهیختگان ما نظریه پردازان حسرتند تا رسولان حرکت و این درد ماست. ببین مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور با اینکه سالها در قلب دموکراسی واقعی زندگی کرده اند چگونه به هم می تازند و با تهمت به یکدیگر آب به اسیاب دشمنان آزادی می ریزند... یادت باشد که اول از همه آفت تعصب و بت پرستی را از ریشه در درون خود بخشکانی..."  

این جمله اش را بیشتر دوست دارم که به پسرش، احسان، می گوید:

"اگر میخواهی اسیر هیچ دیکتاتوری نشوی بخوان و بخوان و بخوان!"

شاید بهتر باشد بروم سراغ IP خودم. بیشترین چیزی که از این اوضاع دستگیرم می شود این است که هرچه بر سرمان می آید از نادانیمان است. اولین کار همان خواندن است و دانستن.

/ 4 نظر / 13 بازدید
محمود

در مورد IP فعلا نکته خاصی به ذهن کوچیکم نمیرسه یعنی تو این باغ ها نیستم در مورد دموکراسی و آزادی اینکه الان بحث این نیست بحث بر سر فرار از پذیرش نقش عروسک های خیمه شب بازی در یک سناریو از پیش برنامه ریزی شده هست..اصلا به حکومت مردم بر مردم ارتباطی نداره اون شخصی هم که به شما انتقاد کرده و تحمل شنیدن جواب رو نداشته دو حالت داره، یا آدم بی ظرفیتی بوده یا اینکه دلش خیلی پر بوده که تحمل شنیدن حتی پاسخ رو هم نداشته اما خداي دل در آخرين سفر در آيينه به حز دو بيكرانه كران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام ‚ كجا نديده اي مرا ؟

محمود

منظورم از شعر گمشدگی بی هدف بودن ناامیدی از آینده و درخواست رهایی از وضع موجود هست

مهدی

سلام. اگه DNS Server نصب شده باشه و کامپوتر به اصطلاح Domain Controller باشه (به اختصار dc) شما دیگه لازم نیست IP وارد کنی. بلکه درهموم زون یکبار IP یا اسم کامپیوتری رو که می خوای ازش سرویس بگیری می زنی (اینجا مثلا IIS مورد نظر). بعد از این دیگه اون کامپیوتر با نام قابل دسترسیه. در بهترین حالت شما می تونی DNS Server و DHCP Server و ِDomain Controller رو نصب بکنی. ترکیب این سه سرویس تمام مشکلات رو حل می کنه. البته بشرطی که از ویندوز 2003 سرور یا 2008 استفاده کنید.

من در طول زندگی این نعمت روداشتم که با آدم ها با عقاید مختلف برخورد کنم. وجود ذموکراسی به خاطر اینه که آدما نمیتونن مثل هم فکر کنن. و شما نمیتونی به آدمی حکومت کنی که مثل تو فکر نمی کنه مگر اینکه طرف مقابلت احساس این رو داشته باشه که میتونه در مورد تصمیمات تو مربوط به خودش تاثیر گذار باشه